← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۳ - عذر خواستن آن عاشق از گناه خویش به تلبیس و روی پوش و فهم کردن معشوق آن را نیز
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
گفت عاشق امتحان کردم مگیر — تا ببینم تو حریفی یا ستیر
من همی دانستمت بیامتحان — لیک کی باشد خبر همچون عیان
آفتابی نام تو مشهور و فاش — چه زیانست ار بکردم ابتلاش
تو منی من خویشتن را امتحان — میکنم هر روز در سود و زیان
انبیا را امتحان کرده عدات — تا شده ظاهر ازیشان معجزات
امتحان چشم خود کردم به نور — ای که چشم بد ز چشمان تو دور
این جهان همچون خرابست و تو گنج — گر تفحص کردم از گنجت مرنج
زان چنین بیخردگی کردم گزاف — تا زنم با دشمنان هر بار لاف
تا زبانم چون ترا نامی نهد — چشم ازین دیده گواهیها دهد
گر شدم در راه حرمت راهزن — آمدم ای مه به شمشیر و کفن
جز به دست خود مبرم پا و سر — که ازین دستم نه از دست دگر
از جدایی باز میرانی سخن — هر چه خواهی کن ولیکن این مکن
در سخن آباد این دم راه شد — گفت امکان نیست چون بیگاه شد
پوستها گفتیم و مغز آمد دفین — گر بمانیم این نماند همچنین