☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۲۱ - تفسیر این حدیث کی مثل امتی کمثل سفینة نوح من تمسک بها نجا و من تخلف عنها غرق

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بهر این فرمود پیغامبر که من — هم‌چو کشتی‌ام به طوفان زمن

ما و اصحابم چو آن کشتی نوح — هر که دست اندر زند یابد فتوح

چونک با شیخی تو دور از زشتیی — روز و شب سیاری و در کشتیی

در پناه جان جان‌بخشی توی — کشتی اندر خفته‌ای ره می‌روی

مسکل از پیغامبر ایام خویش — تکیه کم کن بر فن و بر کام خویش

گرچه شیری چون روی ره بی‌دلیل — خویش‌بین و در ضلالی و ذلیل

هین مپر الا که با پرهای شیخ — تا ببینی عون و لشکرهای شیخ

یک زمانی موج لطفش بال تست — آتش قهرش دمی حمال تست

قهر او را ضد لطفش کم شمر — اتحاد هر دو بین اندر اثر

یک زمان چون خاک سبزت می‌کند — یک زمان پر باد و گبزت می‌کند

جسم عارف را دهد وصف جماد — تا برو روید گل و نسرین شاد

لیک او بیند نبیند غیر او — جز به مغز پاک ندهد خلد بو

مغز را خالی کن از انکار یار — تا که ریحان یابد از گلزار یار

تا بیابی بوی خلد از یار من — چون محمد بوی رحمن از یمن

در صف معراجیان گر بیستی — چون براقت بر کشاند نیستی

نه چو معراج زمینی تا قمر — بلک چون معراج کلکی تا شکر

نه چو معراج بخاری تا سما — بل چو معراج جنینی تا نهی

خوش براقی گشت خنگ نیستی — سوی هستی آردت گر نیستی

کوه و دریاها سمش مس می‌کند — تا جهان حس را پس می‌کند

پا بکش در کشتی و می‌رو روان — چون سوی معشوق جان جان روان

دست نه و پای نه رو تا قدم — آن چنانک تاخت جانها از عدم

بردریدی در سخن پردهٔ قیاس — گر نبودی سمع سامع را نعاس

ای فلک بر گفت او گوهر ببار — از جهان او جهانا شرم دار

گر بباری گوهرت صد تا شود — جامدت بیننده و گویا شود

پس نثاری کرده باشی بهر خود — چونک هر سرمایهٔ تو صد شود

← Önceki 554 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı