☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۲۳ - کرامات و نور شیخ عبدالله مغربی قدس الله سره

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

گفت عبدالله شیخ مغربی — شصت سال از شب ندیدم من شبی

من ندیدم ظلمتی در شصت سال — نه به روز و نه به شب نه ز اعتلال

صوفیان گفتند صدق قال او — شب همی‌رفتیم در دنبال او

در بیابانهای پر از خار و گو — او چو ماه بدر ما را پیش‌ْرو

روی پس ناکرده می‌گفتی به شب — هین گو آمد میل کن در سوی چپ

باز گفتی بعد یک دم سوی راست — میل کن زیرا که خاری پیش پاست

روز گشتی پاش را ما پای‌بوس — گشته و پایش چو پاهای عروس

نه ز خاک و نه ز گل بر وی اثر — نَز خراش خار و آسیب حَجَر

مغربی را مشرقی کرده خدای — کرده مغرب را چو مشرق نورزای

نور این شمس شموسی فارِس است — روز خاص و عام را او حارِس است

چون نباشد حارس آن نور مجید — کو هزاران آفتاب آرد پدید

تو به نور او همی رو در امان — در میان اژدها و کَژدُمان

پیشْ پیشت می‌رود آن نور پاک — می‌کند هر ره‌زنی را چاک‌چاک

یَوم لا یُخزی النبی را راست دان — نور یَسعی بین ایدیهم بخوان

گرچه گردد در قیامت آن فزون — از خدا اینجا بخواهید آزمون

کو ببخشد هم به میغ و هم به ماغ — نور جان والله اعلم بالبلاغ

← Önceki 556 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı