☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۳۴ - باقی قصهٔ ابراهیم ادهم قدس‌الله سره

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بر سر تختی شنید آن نیک‌نام — طقطقی و های و هویی شب ز بام

گامهای تند بر بام سرا — گفت با خود این چنین زهره کرا

بانگ زد بر روزن قصر او که کیست — این نباشد آدمی مانا پریست

سر فرو کردند قومی بوالعجب — ما همی گردیم شب بهر طلب

هین چه می‌جویید گفتند اشتران — گفت اشتر بام بر کی جست هان

پس بگفتندش که تو بر تخت جاه — چون همی جویی ملاقات اله

خود همان بد دیگر او را کس ندید — چون پری از آدمی شد ناپدید

معنی‌اش پنهان و او در پیش خلق — خلق کی بینند غیر ریش و دلق

چون ز چشم خویش و خلقان دور شد — هم‌چو عنقا در جهان مشهور شد

جان هر مرغی که آمد سوی قاف — جملهٔ عالم ازو لافند لاف

چون رسید اندر سبا این نور شرق — غلغلی افتاد در بلقیس و خلق

روحهای مرده جمله پر زدند — مردگان از گور تن سر بر زدند

یک دگر را مژده می‌دادند هان — نک ندایی می‌رسد از آسمان

زان ندا دینها همی‌گردند گبز — شاخ و برگ دل همی گردند سبز

از سلیمان آن نفس چون نفخ صور — مردگان را وا رهانید از قبور

مر ترا بادا سعادت بعد ازین — این گذشت الله اعلم بالیقین

← Önceki 567 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı