☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۵۳ - بیان آنک حصول علم و مال و جاه بدگوهران را فضیحت اوست و چون شمشیریست کی افتادست به دست راه‌زن

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بدگهر را علم و فن آموختن — دادن تیغی به دست راه‌زن

تیغ دادن در کف زنگیّ مست — به که آید علم، ناکس را به دست

علم و مال و منصب و جاه و قِران — فتنه آمد در کف بدگوهران

پس غزا زین فرض شد بر مؤمنان — تا ستانند از کف مجنون، سِنان

جان او مجنون، تنش شمشیر او — واستان شمشیر را زان زشت‌خو

آن‌چه منصب می‌کند با جاهلان — از فضیحت؛ کی کند صد ارسلان؟

عیب او مخفیست؛ چون آلت بیافت — مارَش از سوراخ بر صحرا شتافت

جمله صحرا مار و کژدم پُر شود — چونک جاهل، شاه حکم مُر شود

مال و منصب، ناکسی کآرَد به دست — طالب رسوایی خویش، او شُدست

یا کند بخل و عطاها کم دهد — یا سخا آرد به ناموضع نهد

شاه را در خانهٔ بَیذق نهد — این چنین باشد عطا کاحمق دهد

حکم چون در دست گمراهی فتاد — جاه پندارید در چاهی فتاد

ره نمی‌داند؛ قَلاوُوزی کند — جان زشت او، جهان‌سوزی کند

طفلِ راهِ فقر، چون پیری گرفت — پی‌روان را غولِ اِدباری گرفت

که بیا تا ماه بنمایم تو را — ماه را هرگز ندید آن بی‌صفا

چون نمایی؟ چون ندیدستی به عُمر — عکس مه در آب هم ای خامْ غُمْر

احمقان سرور شُدَستَند و زِ بیم — عاقلان سرها کشیده در گلیم

← Önceki 586 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı