☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۵۹ - قصهٔ مکر خرگوش

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ساعتی تأخیر کرد اندر شدن — بعد از آن شد پیش شیر پنجه‌زن

زان سبب کاندر شدن او ماند دیر — خاک را می‌کند و می‌غُرّید شیر

گفت من گفتم که عهد آن خسان — خام باشد خام و سُست و نارسان

دمدمه‌یْ ایشان مرا از خر فکند — چند بفریبد مرا این دهرْ چند

سخت درماند امیرِ سُست ریش — چون نه پس بیند نه پیش از احمقیش

راه هموارست زیرش دامها — قحطِ معنی در میانِ نامها

لفظها و نامها چون دامهاست — لفظ شیرین ریگِ آب عمر ماست

آن یکی ریگی که جوشد آب ازو — سخت کم‌یابست رو آن را بجو

منبع حکمت شود حکمت‌طلب — فارغ آید او ز تحصیل و سبب

لوحِ حافظ لوح محفوظی شود — عقل او از روحْ محظوظی شود

چون معلّم بود عقلش ز ابتدا — بعد ازین شد عقل شاگردی ورا

عقلْ چون جبریل گوید احمدا — گر یکی گامی نهم سوزد مرا

تو مرا بگذار زین پس پیش ران — حدِّ من این بود ای سلطان جان

هر که ماند از کاهلی بی‌شکر و صبر — او همی داند که گیرد پای جَبر

هر که جبر آورد خود رنجور کَرد — تا همان رنجوریَش در گور کرد

گفت پیغمبر که رنجوری بِلاغ — رنج آرد تا بمیرد چون چراغ

جبر چه بود؟ بستنِ اِشکسته را — یا بپیوستن رگی بگسسته را

چون درین ره پای خود نشکسته‌ای — بر که می‌خندی چه پا را بَسته‌ای

وانک پایش در ره کوشش شکست — دررسید او را بُراق و بر نشست

حامل دین بود او محمول شد — قابل فرمان بُد او مقبول شد

تاکنون فرمان پذیرفتی ز شاه — بعد ازین فرمان رساند بر سپاه

تاکنون اختر اثر کردی درو — بعد ازین باشد امیر اختر او

گر ترا اِشکال آید در نظر — پس تو شک داری در انْشَقَّ الْقَمَرُ

تازه کن ایمان نی از گفتِ زبان — ای هوا را تازه کرده در نهان

تا هوا تازه‌ست ایمان تازه نیست — کاین هوا جز قفلِ آن دروازه نیست

کرده‌ای تأویل حرف بِکر را — خویش را تاویل کن نه ذِکر را

بر هوا تأویل قرآن می‌کنی — پست و کژ شد از تو معنی سَنی

← Önceki 59 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı