☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۶۲ - بیان آنک عارف را غذاییست از نور حق کی ابیت عند ربی یطعمنی و یسقینی و قوله الجوع طعام الله یحیی به ابدان الصدیقین ای فی الجوع یصل طعام‌الله

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

زانک هر کره پی مادر رود — تا بدان جنسیتش پیدا شود

آدمی را شیر از سینه رسد — شیر خر از نیم زیرینه رسد

عدل قسامست و قسمت کردنیست — این عجب که جبر نی و ظلم نیست

جبر بودی کی پشیمانی بدی — ظلم بودی کی نگهبانی بدی

روز آخر شد سبق فردا بود — راز ما را روز کی گنجا بود

ای بکرده اعتماد واثقی — بر دم و بر چاپلوس فاسقی

قبه‌ای بر ساختستی از حباب — آخر آن خیمه‌ست بس واهی‌طناب

زرق چون برقست و اندر نور آن — راه نتوانند دیدن ره‌روان

این جهان و اهل او بی‌حاصل‌اند — هر دو اندر بی‌وفایی یکدل‌اند

زادهٔ دنیا چو دنیا بی‌وفاست — گرچه رو آرد به تو آن رو قفاست

اهل آن عالم چو آن عالم ز بر — تا ابد در عهد و پیمان مستمر

خود دو پیغمبر به هم کی ضد شدند — معجزات از همدگر کی بستدند

کی شود پژمرده میوهٔ آن جهان — شادی عقلی نگردد اندهان

نفس بی‌عهدست زان رو کشتنیست — او دنی و قبله‌گاه او دنیست

نفسها را لایقست این انجمن — مرده را درخور بود گور و کفن

نفس اگر چه زیرکست و خرده‌دان — قبله‌اش دنیاست او را مرده دان

آب وحی حق بدین مرده رسید — شد ز خاک مرده‌ای زنده پدید

تا نیاید وحش تو غره مباش — تو بدان گلگونهٔ طال بقاش

بانگ و صیتی جو که آن خامل نشد — تاب خورشیدی که آن آفل نشد

آن هنرهای دقیق و قال و قیل — قوم فرعون‌اند اجل چون آب نیل

رونق و طاق و طرنب و سحرشان — گرچه خلقان را کشد گردن کشان

سحرهای ساحران دان جمله را — مرگ چوبی دان که آن گشت اژدها

جادویها را همه یک لقمه کرد — یک جهان پر شب بد آن را صبح خورد

نور از آن خوردن نشد افزون و بیش — بل همان سانست کو بودست پیش

در اثر افزون شد و در ذات نی — ذات را افزونی و آفات نی

حق ز ایجاد جهان افزون نشد — آنچ اول آن نبود اکنون نشد

لیک افزون گشت اثر ز ایجاد خلق — در میان این دو افزونیست فرق

هست افزونی اثر اظهار او — تا پدید آید صفات و کار او

هست افزونی هر ذاتی دلیل — کو بود حادث به علتها علیل

← Önceki 595 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı