☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۶۴ - زجر مدعی از دعوی و امر کردن او را به متابعت

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بو مسیلم گفت خود من احمدم — دین احمد را به فن برهم زدم

بو مسیلم را بگو کم کن بطر — غرهٔ اول مشو آخر نگر

این قلاوزی مکن از حرص جمع — پس‌روی کن تا رود در پیش شمع

شمع مقصد را نماید هم‌چو ماه — کین طرف دانه‌ست یا خود دامگاه

گر بخواهی ور نخواهی با چراغ — دیده گردد نقش باز و نقش زاغ

ورنه این زاغان دغل افروختند — بانگ بازان سپید آموختند

بانگ هدهد گر بیاموزد فتی — راز هدهد کو و پیغام سبا

بانگ بر رسته ز بر بسته بدان — تاج شاهان را ز تاج هدهدان

حرف درویشان و نکتهٔ عارفان — بسته‌اند این بی‌حیایان بر زبان

هر هلاک امت پیشین که بود — زانک چندل را گمان بردند عود

بودشان تمییز کان مظهر کند — لیک حرص و آز کور و کر کند

کوری کوران ز رحمت دور نیست — کوری حرص است که آن معذور نیست

چارمیخ شه ز رحمت دور نی — چار میخ حاسدی مغفور نی

ماهیا آخر نگر بنگر بشست — بدگلویی چشم آخربینت ببَست

با دو دیده اول و آخر ببین — هین مباش اعور چو ابلیس لعین

اعور آن باشد که حالی دید و بس — چون بهایم بی‌خبر از بازپس

چون دو چشم گاو در جرم تلف — هم‌چو یک چشمست کش نبود شرف

نصف قیمت ارزد آن دو چشم او — که دو چشمش راست مسند چشم تو

ور کنی یک چشم آدم‌زاده‌ای — نصف قیمت لایقست از جاده‌ای

زانک چشم آدمی تنها به خود — بی دو چشم یار کاری می‌کند

چشم خر چون اولش بی آخرست — گر دو چشمش هست حکمش اعورست

این سخن پایان ندارد وان خفیف — می‌نویسد رقعه در طمع رغیف

← Önceki 597 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı