☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۷۸ - جواب گفتن مصطفی علیه‌السلام اعتراض کننده را

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

در حضور مصطفای قندخو — چون ز حد برد آن عرب از گفت و گو

آن شه والنجم و سلطان عبس — لب گزید آن سرد دم را گفت بس

دست می‌زد بهر منعش بر دهان — چند گویی پیش دانای نهان

پیش بینا برده‌ای سرگین خشک — که بخر این را به جای ناف مشک

بعر را ای گنده‌مغز گنده‌مخ — زیر بینی بنهی و گویی که اخ

اخ اخی برداشتی ای گیج گاج — تا که کالای بدت یابد رواج

تا فریبی آن مشام پاک را — آن چریدهٔ گلشن افلاک را

حلم او خود را اگر چه گول ساخت — خویشتن را اندکی باید شناخت

دیگ را گر باز ماند امشب دهن — گربه را هم شرم باید داشتن

خویشتن گر خفته کرد آن خوب فر — سخت بیدارست دستارش مبر

چند گویی ای لجوج بی‌صفا — این فسون دیو پیش مصطفی

صد هزاران حلم دارند این گروه — هر یکی حلمی از آنها صد چو کوه

حلمشان بیدار را ابله کند — زیرک صد چشم را گمره کند

حلمشان هم‌چون شراب خوب نغز — نغز نغزک بر رود بالای مغز

مست را بین زان شراب پرشگفت — هم‌چو فرزین مست کژ رفتن گرفت

مرد برنا زان شراب زودگیر — در میان راه می‌افتد چو پیر

خاصه این باده که از خم بلی است — نه میی که مستی او یکشبیست

آنک آن اصحاب کهف از نقل و نقل — سیصد و نه سال گم کردند عقل

زان زنان مصر جامی خورده‌اند — دستها را شرحه شرحه کرده‌اند

ساحران هم سکر موسی داشتند — دار را دلدار می‌انگاشتند

جعفر طیار زان می بود مست — زان گرو می‌کرد بی‌خود پا و دست

← Önceki 611 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı