☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۸۲ - علامت عاقل تمام و نیم‌عاقل و مرد تمام و نیم‌مرد و علامت شقی مغرور لاشی

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

عاقل آن باشد که او با مشعله‌ست — او دلیل و پیشوای قافله‌ست

پیرو نور خودست آن پیش‌رو — تابع خویشست آن بی‌خویش‌رو

مؤمن خویشست و ایمان آورید — هم بدان نوری که جانش زو چرید

دیگری که نیم‌عاقل آمد او — عاقلی را دیدهٔ خود داند او

دست در وی زد چو کور اندر دلیل — تا بدو بینا شد و چست و جلیل

وآن خری کز عقل جوسنگی نداشت — خود نبودش عقل و عاقل را گذاشت

ره نداند نه کثیر و نه قلیل — ننگش آید آمدن خلف دلیل

می‌رود اندر بیابان دراز — گاه لنگان آیس و گاهی بتاز

شمع نه تا پیشوای خود کند — نیم شمعی نه که نوری کد کند

نیست عقلش تا دم زنده زند — نیم‌عقلی نه که خود مرده کند

مردهٔ آن عاقل آید او تمام — تا برآید از نشیب خود به بام

عقل کامل نیست خود را مرده کن — در پناه عاقلی زنده‌سخن

زنده نی تا همدم عیسی بود — مرده نی تا دمگه عیسی شود

جان کورش گام هر سو می‌نهد — عاقبت نجهد ولی بر می‌جهد

← Önceki 615 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı