☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۹۳ - بیان آنک تن خاکی آدمی هم‌چون آهن نیکو جوهر قابل آینه شدن است تا درو هم در دنیا بهشت و دوزخ و قیامت و غیر آن معاینه بنماید نه بر طریق خیال

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

پس چو آهن گرچه تیره‌هیکلی — صیقلی کن صیقلی کن صیقلی

تا دلت آیینه گردد پر صور — اندرو هر سو ملیحی سیمبر

آهن ار چه تیره و بی‌نور بود — صیقلی آن تیرگی از وی زدود

صیقلی دید آهن و خوش کرد رو — تا که صورتها توان دید اندرو

گر تن خاکی غلیظ و تیره است — صیقلش کن زانک صیقل‌گیره است

تا درو اشکال غیبی رو دهد — عکس حوری و ملک در وی جهد

صیقل عقلت بدان دادست حق — که بدو روشن شود دل را ورق

صیقلی را بسته‌ای ای بی‌نماز — وآن هوا را کرده‌ای دو دست باز

گر هوا را بند بنهاده شود — صیقلی را دست بگشاده شود

آهنی که آیینه غیبی بدی — جمله صورتها درو مرسل شدی

تیره کردی زنگ دادی در نهاد — این بود یسعون فی الارض الفساد

تاکنون کردی چنین اکنون مکن — تیره کردی آب را افزون مکن

بر مشوران تا شود این آب صاف — واندرو بین ماه و اختر در طواف

زانک مردم هست هم‌چون آب جو — چون شود تیره نبینی قعر او

قعر جو پر گوهرست و پر ز در — هین مکن تیره که هست او صاف حر

جان مردم هست مانند هوا — چون بگرد آمیخت شد پردهٔ سما

مانع آید او ز دید آفتاب — چونک گردش رفت شد صافی و ناب

با کمال تیرگی حق واقعات — می‌نمودت تا روی راه نجات

← Önceki 626 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı