☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۹۴ - باز گفتن موسی علیه‌السلام اسرار فرعون را و واقعات او را ظهر الغیب تا به خبیری حق ایمان آورد یا گمان برد

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ز آهن تیره بقدرت می‌نمود — واقعاتی که در آخر خواست بود

تا کنی کمتر تو آن ظلم و بدی — آن همی‌دیدی و بدتر می‌شدی

نقشهای زشت خوابت می‌نمود — می‌رمیدی زان و آن نقش تو بود

هم‌چو آن زنگی که در آیینه دید — روی خود را زشت و بر آیینه رید

که چه زشتی لایق اینی و بس — زشتیم آن تواست ای کور خس

این حدث بر روی زشتت می‌کنی — نیست بر من زانک هستم روشنی

گاه می‌دیدی لباست سوخته — گه دهان و چشم تو بر دوخته

گاه حیوان قاصد خونت شده — گه سر خود را به دندان دده

گه نگون اندر میان آبریز — گه غریق سیل خون‌آمیز تیز

گه ندات آمد ازین چرخ نقی — که شقیی و شقیی و شقی

گه ندات آمد صریحا از جبال — که برو هستی ز اصحاب الشمال

گه ندا می‌آمدت از هر جماد — تا ابد فرعون در دوزخ فتاد

زین بترها که نمی‌گویم ز شرم — تا نگردد طبع معکوس تو گرم

اندکی گفتم به تو ای ناپذیر — ز اندکی دانی که هستم من خبیر

خویشتن را کور می‌کردی و مات — تا نیندیشی ز خواب و واقعات

چند بگریزی نک آمد پیش تو — کوری ادراک مکراندیش تو

← Önceki 627 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı