☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۹۸ - تفسیر کُنْتُ کَنْزاً مَخْفیّاً فَأَحْبَبْتُ اَنْ اُعْرَفَ

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

خانه بر کن کز عقیق این یمن — صد هزاران خانه شاید ساختن

گنج زیر خانه است و چاره نیست — از خرابی خانه مندیش و مه‌ایست

که هزاران خانه از یک نقد گنج — تان عمارت کرد بی‌تکلیف و رنج

عاقبت این خانه خود ویران شود — گنج از زیرش یقین عریان شود

لیک آن تو نباشد زانک روح — مزد ویران کردنستش آن فتوح

چون نکرد آن کار مزدش هست لا — لیس للانسان الا ما سعی

دست خایی بعد از آن تو کای دریغ — این چنین ماهی بد اندر زیر میغ

من نکردم آنچ گفتند از بهی — گنج رفت و خانه و دستم تهی

خانهٔ اجرت گرفتی و کری — نیست ملک تو به بیعی یا شری

این کری را مدت او تا اجل — تا درین مدت کنی در وی عمل

پاره‌دوزی می‌کنی اندر دکان — زیر این دکان تو مدفون دو کان

هست این دکان کرایی زود باش — تیشه بستان و تکش را می‌تراش

تا که تیشه ناگهان بر کان نهی — از دکان و پاره‌دوزی وا رهی

پاره‌دوزی چیست خورد آب و نان — می‌زنی این پاره بر دلق گران

هر زمان می‌درد این دلق تنت — پاره بر وی می‌زنی زین خوردنت

ای ز نسل پادشاه کامیار — با خود آ زین پاره‌دوزی ننگ دار

پاره‌ای بر کن ازین قعر دکان — تا برآرد سر به پیش تو دو کان

پیش از آن کین مهلت خانهٔ کری — آخر آید تو نخورده زو بری

پس ترا بیرون کند صاحب دکان — وین دکان را بر کند از روی کان

تو ز حسرت گاه بر سر می‌زنی — گاه ریش خام خود بر می‌کنی

کای دریغا آن من بود این دکان — کور بودم بر نخوردم زین مکان

ای دریغا بود ما را برد باد — تا ابد یا حسرتا شد للعباد

← Önceki 631 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı