☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۸ - پاک کردن آب همه پلیدیها را و باز پاک کردن خدای تعالی آب را از پلیدی لاجرم قدوس آمد حق تعالی

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آب چون پیگار کرد و شد نجس — تا چنان شد کآب را رد کرد حس

حق بِبُردش باز در بحر صواب — تا بِشُستَش از کرم آن آبِ آب

سال دیگر آمد او دامن‌کشان — هی کجا بودی؟ به دریای خوشان

من نجس زینجا شدم پاک آمدم — بستدم خِلعت سوی خاک آمدم

هین بیایید ای پلیدان سوی من — که گرفت از خوی یزدان خوی من

در پذیرم جملهٔ زشتیت را — چون مَلِک پاکی دهم عفریت را

چون شوم آلوده باز آنجا روم — سوی اصلِ اصل پاکیها روم

دلق چرکین بر کَنَم آنجا ز سر — خِلعت پاکم دهد بار دگر

کار او اینست و کار من همین — عالم‌آرایَست ربُ العالمین

گر نبودی این پلیدیهای ما — کی بدی این بارنامه آب را

کیسه‌های زر بدزدید از کسی — می‌رود هر سو که هین کو مفلسی

یا بریزد بر گیاه رُسته‌ای — یا بشوید روی رو ناشسته‌ای

یا بگیرد بر سر او حمال‌وار — کشتیِ بی‌دست و پا را در بحار

صد هزاران دارو اندر وی نهان — زانک هر دارو بروید زو چُنان

جان هر دُری، دل هر دانه‌ای — می‌رود در جو، چو داروخانه‌ای

زو یتیمان زمین را پرورش — بستگان خشک را از وی روش

چون نماند مایه‌اش، تیره شود — هم‌چو ما اندر زمین خیره شود

← Önceki 681 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı