☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۲۵ - تفسیر وَ إِنْ یَکادُ الَّذینَ کَفَروا لَیُزْلِقونَکَ بِأَبْصارِهِمْ الایه

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

یا رسول‌الله در آن نادی کسان — می‌زنند از چشم بد بر کرکسان

از نظرشان کلهٔ شیر عرین — وا شکافد تا کند آن شیر انین

بر شتر چشم افکند هم‌چون حمام — وانگهان بفرستد اندر پی غلام

که برو از پیه این اشتر بخر — بیند اشتر را سقط او راه بر

سر بریده از مرض آن اشتری — کو بتگ با اسب می‌کردی مری

کز حسد وز چشم بد بی‌هیچ شک — سیر و گردش را بگرداند فلک

آب پنهانست و دولاب آشکار — لیک در گردش بود آب اصل کار

چشم نیکو شد دوای چشم بد — چشم بد را لا کند زیر لگد

سبق رحمت‌راست و او از رحمتست — چشم بد محصول قهر و لعنتست

رحمتش بر نقمتش غالب شود — چیره زین شد هر نبی بر ضد خود

کو نتیجهٔ رحمتست و ضد او — از نتیجهٔ قهر بود آن زشت‌رو

حرص بط یکتاست این پنجاه تاست — حرص شهوت مار و منصب اژدهاست

حرص بط از شهوت حلقست و فرج — در ریاست بیست چندانست درج

از الوهیت زند در جاه لاف — طامع شرکت کجا باشد معاف

زلت آدم ز اشکم بود و باه — وآن ابلیس از تکبر بود و جاه

لاجرم او زود استغفار کرد — وآن لعین از توبه استکبار کرد

حرص حلق و فرج هم خود بدرگیست — لیک منصب نیست آن اشکستگیست

بیخ و شاخ این ریاست را اگر — باز گویم دفتری باید دگر

اسپ سرکش را عرب شیطانش خواند — نی ستوری را که در مرعی بماند

شیطنت گردن کشی بد در لغت — مستحق لعنت آمد این صفت

صد خورنده گنجد اندر گرد خوان — دو ریاست‌جو نگنجد در جهان

آن نخواهد کین بود بر پشت خاک — تا ملک بکشد پدر را ز اشتراک

آن شنیدستی که الملک عقیم — قطع خویشی کرد ملکت‌جو ز بیم

که عقیمست و ورا فرزند نیست — هم‌چو آتش با کسش پیوند نیست

هر چه یابد او بسوزد بر درد — چون نیابد هیچ خود را می‌خورد

هیچ شو وا ره تو از دندان او — رحم کم جو از دل سندان او

چونک گشتی هیچ از سندان مترس — هر صباح از فقر مطلق گیر درس

هست الوهیت ردای ذوالجلال — هر که در پوشد برو گردد وبال

تاج از آن اوست آن ما کمر — وای او کز حد خود دارد گذر

فتنهٔ تست این پر طاووسیت — که اشتراکت باید و قدوسیت

← Önceki 698 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı