☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۴۷ - در تفسیر قول مصطفی علیه‌السلام لا بد من قرین یدفن معک و هو حی و تدفن معه و انت میت ان کان کریما اکرمک و ان کان لیما اسلمک و ذلک القرین عملک فاصلحه ما استطعت صدق رسول‌الله

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

پس پیمبر گفت بهر این طریق — باوفاتر از عمل نبود رفیق

گر بود نیکو ابد یارت شود — ور بود بد در لحد مارت شود

این عمل وین کسب در راه سداد — کی توان کرد ای پدر بی‌اوستاد

دون‌ترین کسبی که در عالم رود — هیچ بی‌ارشاد استادی بود

اولش علمست آنگاهی عمل — تا دهد بر بعد مهلت یا اجل

استعینوا فی‌الحرف یا ذا النهی — من کریم صالح من اهلها

اطلب الدر اخی وسط الصدف — واطلب الفن من ارباب الحرف

ان رایتم ناصحین انصفوا — بادروا التعلیم لا تستنکفوا

در دباغی گر خلق پوشید مرد — خواجگی خواجه را آن کم نکرد

وقت دم آهنگر ار پوشید دلق — احتشام او نشد کم پیش خلق

پس لباس کبر بیرون کن ز تن — ملبس ذل پوش در آموختن

علم آموزی طریقش قولی است — حرفت آموزی طریقش فعلی است

فقر خواهی آن به صحبت قایمست — نه زبانت کار می‌آید نه دست

دانش آن را ستاند جان ز جان — نه ز راه دفتر و نه از زبان

در دل سالک اگر هست آن رموز — رمزدانی نیست سالک را هنوز

تا دلش را شرح آن سازد ضیا — پس الم نشرح بفرماید خدا

که درون سینه شرحت داده‌ایم — شرح اندر سینه‌ات بنهاده‌ایم

تو هنوز از خارج آن را طالبی — محلبی از دیگران چون حالبی

چشمهٔ شیرست در تو بی‌کنار — تو چرا می‌شیر جویی از تغار

منفذی داری به بحر ای آبگیر — ننگ دار از آب جستن از غدیر

که الم نشرح نه شرحت هست باز — چون شدی تو شرح‌جو و کدیه‌ساز

در نگر در شرح دل در اندرون — تا نیاید طعنهٔ لا تبصرون

← Önceki 720 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı