☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۵۰ - در معنی این بیت «گر راه روی راه برت بگشایند ور نیست شوی بهستیت بگرایند»

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

گر زلیخا بست درها هر طرف — یافت یوسف هم ز جنبش منصرف

باز شد قفل و در و شد ره پدید — چون توکل کرد یوسف برجهید

گرچه رخنه نیست عالم را پدید — خیره یوسف‌وار می‌باید دوید

تا گشاید قفل و در پیدا شود — سوی بی‌جایی شما را جا شود

آمدی اندر جهان ای ممتحن — هیچ می‌بینی طریق آمدن

تو ز جایی آمدی وز موطنی — آمدن را راه دانی هیچ نی

گر ندانی تا نگویی راه نیست — زین ره بی‌راهه ما را رفتنیست

می‌روی در خواب شادان چپ و راست — هیچ دانی راه آن میدان کجاست

تو ببند آن چشم و خود تسلیم کن — خویش را بینی در آن شهر کهن

چشم چون بندی که صد چشم خمار — بند چشم تست این سو از غرار

چارچشمی تو ز عشق مشتری — بر امید مهتری و سروری

ور بخسپی مشتری بینی به خواب — چغد بد کی خواب بیند جز خراب

مشتری خواهی بهر دم پیچ پیچ — تو چه داری که فروشی هیچ هیچ

گر دلت را نان بدی یا چاشتی — از خریداران فراغت داشتی

← Önceki 723 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı