☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۵۴ - مناجات

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای دهندهٔ قوت و تمکین و ثبات — خلق را زین بی‌ثباتی ده نجات

اندر آن کاری که ثابت بودنیست — قایمی ده نفس را که منثنیست

صبرشان بخش و کفهٔ میزان گران — وا رهانشان از فن صورتگران

وز حسودی بازشان خر ای کریم — تا نباشند از حسد دیو رجیم

در نعیم فانی مال و جسد — چون همی‌سوزند عامه از حسد

پادشاهان بین که لشکر می‌کشند — از حسد خویشان خود را می‌کشند

عاشقان لعبتان پر قذر — کرده قصد خون و جان همدگر

ویس و رامین خسرو و شیرین بخوان — که چه کردند از حسد آن ابلهان

که فنا شد عاشق و معشوق نیز — هم نه چیزند و هواشان هم نه چیز

پاک الهی که عدم بر هم زند — مر عدم را بر عدم عاشق کند

در دل نه‌دل حسدها سر کند — نیست را هست این چنین مضطر کند

این زنانی کز همه مشفق‌تراند — از حسد دو ضره خود را می‌خورند

تا که مردانی که خود سنگین‌دلند — از حسد تا در کدامین منزلند

گر نکردی شرع افسونی لطیف — بر دریدی هر کسی جسم حریف

شرع بهر دفع شر رایی زند — دیو را در شیشهٔ حجت کند

از گواه و از یمین و از نکول — تا به شیشه در رود دیو فضول

مثل میزانی که خشنودی دو ضد — جمع می‌آید یقین در هزل و جد

شرع چون کیله و ترازو دان یقین — که بدو خصمان رهند از جنگ و کین

گر ترازو نبود آن خصم از جدال — کی رهد از وهم حیف و احتیال

پس درین مردار زشت بی‌وفا — این همه رشکست و خصمست و جفا

پس در آن اقبال و دولت چون بود — چون شود جنی و انسی در حسد

آن شیاطین خود حسود کهنه‌اند — یک زمان از ره‌زنی خالی نه‌اند

وآن بنی آدم که عصیان کشته‌اند — از حسودی نیز شیطان گشته‌اند

از نبی برخوان که شیطانان انس — گشته‌اند از مسخ حق با دیو جنس

دیو چون عاجز شود در افتتان — استعانت جوید او زین انسیان

که شما یارید با ما یاریی — جانب مایید جانب داریی

گر کسی را ره زنند اندر جهان — هر دو گون شیطان بر آید شادمان

ور کسی جان برد و شد در دین بلند — نوحه می‌دارند آن دو رشک‌مند

هر دو می‌خایند دندان حسد — بر کسی که داد ادیب او را خرد

← Önceki 727 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı