☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۷۳ - مژده بردن خرگوش سوی نخچیران کی شیر در چاه فتاد

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چونک خرگوش از رهایی شاد گشت — سوی نخچیران دوان شد تا به دشت

شیر را چون دید در چَه کُشته، زار — چرخ می‌زد شادمان تا مرغزار

دست می‌زد چون رهید از دستِ مرگ — سبز و رقصان در هوا چون شاخ و برگ

شاخ و برگ از حبسِ خاک آزاد شد — سَر برآورد و حریف باد شد

برگها چون شاخ را بشکافتند — تا به بالای درخت اشتافتند

با زبان شَطّاحِ شُکرِ خدا — می‌سراید هر بَر و بَرگی جدا

که بپرورد اصل ما را ذوالعطا — تا درخت فَاسْتَغْلَظَ آمد فَاسْتَوی‌

جانهای بسته اندر آب و گِل — چون رهند از آب و گِلها شاددل

در هوای عشقِ حق رقصان شوند — همچو قُرص بَدر بی‌نقصان شوند

جسمشان در رقص و جانها خود مپرس — وانک گِرد جانْ از آنها خود مپرس

شیر را خرگوش در زندان نشاند — ننگ شیری کو ز خرگوشی بماند

درچنان ننگی و آنگه این عجب — فخر دین خواهد که گویندش لقب

ای تو شیری در تک این چاهْ فَرد — نفسْ چون خرگوشْ خونت‌ریخت و خورد

نفسِ خرگوشت به صَحرا در چَرا — تو به قعر این چَه چون و چِرا

سوی نخچیران دوید آن شیرگیر — کأَبْشِرُوا یَا قَوْمُ إِذْ جَاءَ الْبَشِیرُ

مژده مژده ای گروه عیش‌ساز — کان سگِ دوزخ به دوزخ رفت باز

مژده مژده کان عدوّ جانها — کَند قهرِ خالقش دندانها

آنک از پنجه بسی سرها بکوفت — همچو خَس جاروبِ مَرگش هم بروفت

← Önceki 73 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı