← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۷۳ - فیما یرجی من رحمة الله تعالی معطی النعم قبل استحقاقها و هو الذی ینزل الغیث من بعد ما قنطوا و رب بعد یورث قربا و رب معصیة میمونة و رب سعادة تاتی من حیث یرجی النقم لیعلم ان الله یبدل سیاتهم حسنات (2/2)
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
چونک پای چپ بدی در غدر و کاست — نامه چون آید ترا در دست راست
چون جزا سایهست ای قد تو خم — سایهٔ تو کژ فتد در پیش هم
زین قبل آید خطابات درشت — که شود که را از آن هم کوز پشت
بنده گوید آنچ فرمودی بیان — صد چنانم صد چنانم صد چنان
خود تو پوشیدی بترها را به حلم — ورنه میدانی فضیحتها به علم
لیک بیرون از جهاد و فعل خویش — از ورای خیر و شر و کفر و کیش
وز نیاز عاجزانهٔ خویشتن — وز خیال و وهم من یا صد چو من
بودم اومیدی به محض لطف تو — از ورای راست باشی یا عتو
بخشش محضی ز لطف بیعوض — بودم اومید ای کریم بیعوض
رو سپس کردم بدان محض کرم — سوی فعل خویشتن میننگرم
سوی آن اومید کردم روی خویش — که وجودم دادهای از پیش بیش
خلعت هستی بدادی رایگان — من همیشه معتمد بودم بر آن
چون شمارد جرم خود را و خطا — محض بخشایش در آید در عطا
کای ملایک باز آریدش به ما — که بدستش چشم دل سوی رجا
لاابالی وار آزادش کنیم — وآن خطاها را همه خط بر زنیم
لا ابالی مر کسی را شد مباح — کش زیان نبود ز غدر و از صلاح
آتشی خوش بر فروزیم از کرم — تا نماند جرم و زلت بیش و کم
آتشی کز شعلهاش کمتر شرار — میبسوزد جرم و جبر و اختیار
شعله در بنگاه انسانی زنیم — خار را گلزار روحانی کنیم
ما فرستادیم از چرخ نهم — کیمیا یصلح لکم اعمالکم
خود چه باشد پیش نور مستقر — کر و فر اختیار بوالبشر
گوشتپاره آلت گویای او — پیهپاره منظر بینای او
مسمع او آن دو پاره استخوان — مدرکش دو قطره خون یعنی جنان
کرمکی و از قذر آکندهای — طمطراقی در جهان افکندهای
از منی بودی منی را واگذار — ای ایاز آن پوستین را یاد دار