← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۹۲ - باز خواندن شهزاده نصوح را از بهر دلاکی بعد از استحکام توبه و قبول توبه و بهانه کردن او و دفع گفتن
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
بعد از آن آمد کسی کز مرحمت — دختر سلطان ما میخواندت
دختر شاهت همیخواند بیا — تا سرش شویی کنون ای پارسا
جز تو دلاکی نمیخواهد دلش — که بمالد یا بشوید با گلش
گفت رو رو دست من بیکار شد — وین نصوح تو کنون بیمار شد
رو کسی دیگر بجو اشتاب و تفت — که مرا والله دست از کار رفت
با دل خود گفت کز حد رفت جرم — از دل من کی رود آن ترس و گرم
من بمردم یک ره و باز آمدم — من چشیدم تلخی مرگ و عدم
توبهای کردم حقیقت با خدا — نشکنم تا جان شدن از تن جدا
بعد آن محنت کرا بار دگر — پا رود سوی خطر الا که خر