☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۲۶ - صید کردن شیر آن خر را و تشنه شدن شیر از کوشش، رفت به چشمه تا آب خورد تا باز آمدنِ شیر جگربند و دل و گرده را روباه خورده بود کی لطیفترست، شیر طلب کرد دل و جگر نیافت از روبه پرسید کی کو دل و جگر؟ روبه گفت اگر او را دل و جگر بودی آنچنان سیاستی دیده بود آن روز و به هزار حیله جان برده؛ کی برِ تو باز آمدی؟ لوکنا نسمع او نعقل ماکنا فی اصحاب السعیر

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

برد خر را روبهک تا پیش شیر — پاره‌پاره کردش آن شیر دلیر

تشنه شد از کوشش آن سلطان دد — رفت سوی چشمه تا آبی خورد

روبهک خورد آن جگربند و دلش — آن زمان چون فرصتی شد حاصلش

شیر چون وا گشت از چشمه به خوَر — جُست در خر دل نه دل بُد نه جگر

گفت روبه را جگر کو دل چه شد — که نباشد جانور را زین دو بُد

گفت گر بودی ورا دل یا جگر — کی بدینجا آمدی بار دگر

آن قیامت دیده بود و رستخیز — وآن ز کوه افتادن و هول و گریز

گر جگر بودی ورا یا دل بدی — بار دیگر کی برِ تو آمدی؟

چون نباشد نور دل دل نیست آن — چون نباشد روح جز گِل نیست آن

آن زجاجی کاو ندارد نور جان — بول و قاروره‌ست قندیلش مخوان

نور مصباحست دادِ ذوالجلال — صنعت خلقست آن شیشه و سفال

لاجرم در ظرف باشد اعتداد — در لهبها نبود الا اتحاد

نور شش قندیل چون آمیختند — نیست اندر نورشان اعداد و چند

آن جهود از ظرفها مشرک شده‌ست — نور دید آن مؤمن و مُدرِک شده‌ست

چون نظر بر ظرف افتد روح را — پس دو بیند شیث را و نوح را

جو که آبش هست جو خود آن بود — آدمی آنست کاو را جان بوَد

این نه مردانند اینها صورتند — مردهٔ نانند و کشتهٔ شهوتند

← Önceki 801 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı