☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۴۹ - قصد انداختن مصطفی علیه‌السلام خود را از کوه حری از وحشت دیر نمودن جبرئیل علیه‌السلام خود را به وی و پیدا شدن جبرئیل به وی کی مینداز کی ترا دولتها در پیش است

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مصطفی را هجر چون بفراختی — خویش را از کوه می‌انداختی

تا بگفتی جبرئیلش هین مکن — که ترا بس دولتست از امر کن

مصطفی ساکن شدی ز انداختن — باز هجران آوریدی تاختن

باز خود را سرنگون از کوه او — می‌فکندی از غم و اندوه او

باز خود پیدا شدی آن جبرئیل — که مکن این ای تو شاه بی‌بدیل

هم‌چنین می‌بود تا کشف حجاب — تا بیابید آن گهر را او ز جیب

بهر هر محنت چو خود را می‌کشند — اصل محنتهاست این چونش کشند

از فدایی مردمان را حیرتیست — هر یکی از ما فدای سیرتیست

ای خنک آنک فدا کردست تن — بهر آن کارزد فدای آن شدن

هر یکی چونک فدایی فنیست — کاندر آن ره صرف عمر و کشتنیست

کشتنی اندر غروبی یا شروق — که نه شایق ماند آنگه نه مشوق

باری این مقبل فدای این فنست — کاندرو صد زندگی در کشتنست

عاشق و معشوق و عشقش بر دوام — در دو عالم بهرمند و نیک‌نام

یا کرامی ارحموا اهل الهوی — شانهم ورد التوی بعد التوی

عفو کن ای میر بر سختی او — در نگر در درد و بدبختی او

تا ز جرمت هم خدا عفوی کند — زلتت را مغفرت در آکند

تو ز غفلت بس سبو بشکسته‌ای — در امید عفو دل در بسته‌ای

عفو کن تا عفو یابی در جزا — می‌شکافد مو قدر اندر سزا

← Önceki 824 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı