← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۵۰ - جواب گفتن امیر مر آن شفیعان را و همسایگان زاهد را کی گستاخی چرا کرد و سبوی ما را چرا شکست من درین باب شفاعت قبول نخواهم کرد کی سوگند خوردهام کی سزای او را بدهم
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
میر گفت او کیست کو سنگی زند — بر سبوی ما سبو را بشکند
چون گذر سازد ز کویم شیر نر — ترس ترسان بگذرد با صد حذر
بندهٔ ما را چرا آزرد دل — کرد ما را پیش مهمانان خجل
شربتی که به ز خون اوست ریخت — این زمان همچون زنان از ما گریخت
لیک جان از دست من او کی برد — گیر همچون مرغ بالا بر پرد
تیر قهر خویش بر پرش زنم — پر و بال مردریگش بر کنم
گر رود در سنگ سخت از کوششم — از دل سنگش کنون بیرون کشم
من برانم بر تن او ضربتی — که بود قوادکان را عبرتی
با همه سالوس با ما نیز هم — داد او و صد چو او این دم دهم
خشم خونخوارش شده بد سرکشی — از دهانش می بر آمد آتشی