☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۵۱ - دو بار دست و پای امیر را بوسیدن و لابه کردن شفیعان و همسایگان زاهد

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آن شفیعان از دم هیهای او — چند بوسیدند دست و پای او

کای امیر از تو نشاید کین کشی — گر بشد باده تو بی‌باده خوشی

باده سرمایه ز لطف تو برد — لطف آب از لطف تو حسرت خورد

پادشاهی کن ببخشش ای رحیم — ای کریم ابن الکریم ابن الکریم

هر شرابی بندهٔ این قد و خد — جمله مستان را بود بر تو حسد

هیچ محتاج می گلگون نه‌ای — ترک کن گلگونه تو گلگونه‌ای

ای رخ چون زهره‌ات شمس الضحی — ای گدای رنگ تو گلگونه‌ها

باده کاندر خنب می‌جوشد نهان — ز اشتیاق روی تو جوشد چنان

ای همه دریا چه خواهی کرد نم — وی همه هستی چه می‌جویی عدم

ای مه تابان چه خواهی کرد گرد — ای که مه در پیش رویت روی‌زرد

تاج کرمناست بر فرق سرت — طوق اعطیناک آویز برت

تو خوش و خوبی و کان هر خوشی — تو چرا خود منت باده کشی

جوهرست انسان و چرخ او را عرض — جمله فرع و پایه‌اند و او غرض

ای غلامت عقل و تدبیرات و هوش — چون چنینی خویش را ارزان فروش

خدمتت بر جمله هستی مفترض — جوهری چون نجده خواهد از عرض

علم جویی از کتبها ای فسوس — ذوق جویی تو ز حلوا ای فسوس

بحر علمی در نمی پنهان شده — در سه گز تن عالمی پنهان شده

می چه باشد یا سماع و یا جماع — تا بجویی زو نشاط و انتفاع

آفتاب از ذره‌ای شد وام خواه — زهره‌ای از خمره‌ای شد جام‌خواه

جان بی‌کیفی شده محبوس کیف — آفتابی حبس عقده اینت حیف

← Önceki 826 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı