☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۸۶ - دیدن خواجه طوطیان هندوستان را در دشت و پیغام رسانیدن از آن طوطی

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چونک تا اقصای هندستان رسید — در بیابان طوطیی چندی بدید

مرکب استانید پس آواز داد — آن سلام و آن امانت باز داد

طوطیی زان طوطیان لرزید بس — اوفتاد و مُرد و بگسستش نفس

شد پشیمان خواجه از گفت خبر — گفت رفتم در هلاک جانور

این مگر خویشست با آن طوطیک — این مگر دو جسم بود و روح یک

این چرا کردم چرا دادم پیام — سوختم بیچاره را زین گفتِ خام

این زبان چون سنگ و هم آهن وشست — وانچ بجهد از زبان چون آتشست

سنگ و آهن را مزن بر هم گزاف — گه ز روی نقل و گه از روی لاف

زانک تاریکست و هر سو پنبه‌زار — درمیان پنبه چون باشد شرار

ظالم آن قومی که چشمان دوختند — زان سخنها عالمی را سوختند

عالمی را یک سخن ویران کند — روبهان مرده را شیران کند

جانها در اصل خود عیسی‌دمند — یک زمان زخمند و گاهی مرهمند

گر حجاب از جانها بر خاستی — گفت هر جانی مسیح‌آساستی

گر سخن خواهی که گویی چون شکر — صبر کن از حرص و این حلوا مخور

صبر باشد مشتهای زیرکان — هست حلوا آرزوی کودکان

هرکه صبر آورد گردون بر رود — هر که حلوا خورد واپس‌تر رود

← Önceki 86 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı