☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۲۳ - تشبیه مغفلی کی عمر ضایع کند و وقت مرگ در آن تنگاتنگ توبه و استغفار کردن گیرد به تعزیت داشتن شیعهٔ اهل حلب هر سالی در ایام عاشورا به دروازهٔ انطاکیه و رسیدن غریب شاعر از سفر و پرسیدن کی این غریو چه تعزیه است

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

روز عاشورا همه اهل حلب — باب انطاکیه اندر تا به شب

گرد آید مرد و زن جمعی عظیم — ماتم آن خاندان دارد مقیم

ناله و نوحه کنند اندر بکا — شیعه عاشورا برای کربلا

بشمرند آن ظلمها و امتحان — کز یزید و شمر دید آن خاندان

نعره‌هاشان می‌رود در ویل و وشت — پر همی‌گردد همه صحرا و دشت

یک غریبی شاعری از ره رسید — روز عاشورا و آن افغان شنید

شهر را بگذاشت و آن سو رای کرد — قصد جست و جوی آن هیهای کرد

پرس پرسان می‌شد اندر افتقاد — چیست این غم بر که این ماتم فتاد

این رئیس زفت باشد که بمرد — این چنین مجمع نباشد کار خرد

نام او و القاب او شرحم دهید — که غریبم من شما اهل ده اید

چیست نام و پیشه و اوصاف او — تا بگویم مرثیه ز الطاف او

مرثیه سازم که مرد شاعرم — تا ازینجا برگ و لالنگی برم

آن یکی گفتش که هی دیوانه‌ای — تو نه‌ای شیعه عدوّ خانه‌ای

روز عاشورا نمی‌دانی که هست — ماتم جانی که از قرنی بهست

پیش مؤمن کی بود این غصه خوار — قدر عشق گوش عشق گوشوار

پیش مؤمن ماتم آن پاک‌روح — شهره‌تر باشد ز صد طوفان نوح

← Önceki 879 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı