← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۵۳ - جواب قاضی سؤال صوفی را و قصهٔ ترک و درزی را مثل آوردن
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
گفت قاضی بس تهیرو صوفیی — خالی از فطنت چو کاف کوفیی
تو بنشنیدی که آن پر قند لب — غدر خیاطان همیگفتی به شب
خلق را در دزدی آن طایفه — مینمود افسانههای سالفه
قصهٔ پارهربایی در برین — می حکایت کرد او با آن و این
در سمر میخواند دزدینامهای — گرد او جمع آمده هنگامهای
مستمع چون یافت جاذب زان وفود — جمله اجزااش حکایت گشته بود