← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۵۴ - قال النبی علیه السلام ان الله تعالی یلقن الحکمة علی لسان الواعظین بقدر همم المستمعین
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
جذب سمعست ار کسی را خوش لبیست — گرمی و جد معلم از صبیست
چنگیی را کو نوازد بیست و چار — چون نیابد گوش گردد چنگ بار
نه حراره یادش آید نه غزل — نه ده انگشتش بجنبد در عمل
گر نبودی گوشهای غیبگیر — وحی ناوردی ز گردون یک بشیر
ور نبودی دیدههای صنعبین — نه فلک گشتی نه خندیدی زمین
آن دم لولاک این باشد که کار — از برای چشم تیزست و نظار
عامه را از عشق همخوابه و طبق — کی بود پروای عشق صنع حق
آب تتماجی نریزی در تغار — تا سگی چندی نباشد طعمهخوار
رو سگ کهف خداوندیش باش — تا رهاند زین تغارت اصطفاش
چونک دزدیهای بیرحمانه گفت — کی کنند آن درزیان اندر نهفت
اندر آن هنگامه ترکی از خطا — سخت طیره شد ز کشف آن غطا
شب چو روز رستخیز آن رازها — کشف میکرد از پی اهل نهی
هر کجا آیی تو در جنگی فراز — بینی آنجا دو عدو در کشف راز
آن زمان را محشر مذکور دان — وان گلوی رازگو را صور دان
که خدا اسباب خشمی ساختست — وآن فضایح را بکوی انداختست
بس که غدر درزیان را ذکر کرد — حیف آمد ترک را و خشم و درد
گفت ای قَصّاص در شهر شما — کیست استاتر درین مکر و دغا