← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۶۱ - جواب دادن قاضی صوفی را
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
گفت قاضی گر نبودی امر مر — ور نبودی خوب و زشت و سنگ و در
ور نبودی نفس و شیطان و هوا — ور نبودی زخم و چالیش و وغا
پس به چه نام و لقب خواندی ملک — بندگان خویش را ای منهتک
چون بگفتی ای صبور و ای حلیم — چون بگفتی ای شجاع و ای حکیم
صابرین و صادقین و منفقین — چون بدی بی رهزن و دیو لعین
رستم و حمزه و مخنث یک بدی — علم و حکمت باطل و مندک بدی
علم و حکمت بهر راه و بیرهیست — چون همه ره باشد آن حکمت تهیست
بهر این دکان طبع شورهآب — هر دو عالم را روا داری خراب
من همیدانم که تو پاکی نه خام — وین سؤالت هست از بهر عوام
جور دوران و هر آن رنجی که هست — سهلتر از بعد حق و غفلتست
زآنک اینها بگذرند آن نگذرد — دولت آن دارد که جان آگه برد