☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۶۲ - حکایت در تقریر آنک صبر در رنج کار سهل‌تر از صبر در فراق یار بود

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آن یکی زن شوی خود را گفت هی — ای مروت را به یک ره کرده طی

هیچ تیمارم نمی‌داری چرا — تا بکی باشم درین خواری چرا

گفت شو من نفقه چاره می‌کنم — گرچه عورم دست و پایی می‌زنم

نفقه و کسوه‌ست واجب ای صنم — از منت این هر دو هست و نیست کم

آستین پیرهن بنمود زن — بس درشت و پر وسخ بد پیرهن

گفت از سختی تنم را می‌خورد — کس کسی را کسوه زین سان آورد

گفت ای زن یک سوالت می‌کنم — مرد درویشم همین آمد فنم

این درشتست و غلیظ و ناپسند — لیک بندیش ای زن اندیشه‌مند

این درشت و زشت‌تر یا خود طلاق — این ترا مکروه‌تر یا خود فراق

هم‌چنان ای خواجهٔ تشنیع زن — از بلا و فقر و از رنج و محن

لا شک این ترک هوا تلخی‌دهست — لیک از تلخی بعد حق بهست

گر جهاد و صوم سختست و خشن — لیک این بهتر ز بعد ممتحن

رنج کی ماند دمی که ذوالمنن — گویدت چونی تو ای رنجور من

ور نگوید کت نه آن فهم و فن است — لیک آن ذوق تو پرسش کردنست

آن ملیحان که طبیبان دل‌اند — سوی رنجوران به پرسش مایل‌اند

وز حذر از ننگ و از نامی کنند — چاره‌ای سازند و پیغامی کنند

ورنه در دلشان بود آن مفتکر — نیست معشوقی ز عاشق بی‌خبر

ای تو جویای نوادر داستان — هم فسانهٔ عشق‌بازان را بخوان

بس بجوشیدی درین عهد مدید — ترک‌جوشی هم نگشتی ای قدید

دیده‌ای عمری تو داد و داوری — وانگه از نادیدگان ناشی‌تری

هر که شاگردیش کرد استاد شد — تو سپس‌تر رفته‌ای ای کور لد

خود نبود از والدینت اختبار — هم نبودت عبرت از لیل و نهار

← Önceki 919 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı