☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۹۲ - رجوع به حکایت خواجهٔ تاجر

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بس دراز است این‌، حدیث خواجه گو — تا چه شد احوال آن مرد نکو

خواجه اندر آتش و درد و حنین — صد پراکنده همی‌گفت این چنین

گه تناقض گاه ناز و گه نیاز — گاه سودای حقیقت گه مجاز

مرد غرقه گشته جانی می‌کند — دست را در هر گیاهی می‌زند

تا کدامش دست گیرد در خطر — دست و پایی می‌زند از بیم سر

دوست دارد یار این آشفتگی — کوشش بیهوده به از خفتگی

آنک او شاهست او بی کار نیست — ناله از وی طرفه کو بیمار نیست

بهر این فرمود رحمان ای پسر — کل یوم هو فی شان ای پسر

اندرین ره می‌تراش و می‌خراش — تا دم آخر دمی فارغ مباش

تا دم آخر دمی آخر بود — که عنایت با تو صاحب‌ سِر بود

هر چه می‌کوشند اگر مرد و زنست — گوش و چشم شاه جان بر روزنست

← Önceki 92 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı