☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۶۵ - قصهٔ آن گنج‌نامه کی پهلوی قبه‌ای روی به قبله کن و تیر در کمان نه بینداز آنجا کی افتد گنجست

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

دید در خواب او شبی و خواب کو — واقعهٔ بی‌خواب صوفی‌راست خو

هاتفی گفتش کای دیده تعب — رقعه‌ای در مشق وراقان طلب

خفیه زان وراق کت همسایه است — سوی کاغذپاره‌هاش آور تو دست

رقعه‌ای شکلش چنین رنگش چنین — بس بخوان آن را به خلوت ای حزین

چون بدزدی آن ز وراق ای پسر — پس برون رو ز انبهی و شور و شر

تو بخوان آن را به خود در خلوتی — هین مجو در خواندن آن شرکتی

ور شود آن فاش هم غمگین مشو — که نیابد غیر تو زان نیم جو

ور کشد آن دیر هان زنهار تو — ورد خود کن دم به دم لاتقنطوا

این بگفت و دست خود آن مژده‌ور — بر دل او زد که رو زحمت ببر

چون به خویش آمد ز غیبت آن جوان — می‌نگنجید از فرح اندر جهان

زهرهٔ او بر دریدی از قلق — گر نبودی رفق و حفظ و لطف حق

یک فرح آن کز پس ششصد حجاب — گوش او بشنید از حضرت جواب

از حجب چون حس سمعش در گذشت — شد سرافراز و ز گردون بر گذشت

که بود کان حس چشمش ز اعتبار — زان حجاب غیب هم یابد گذار

چون گذاره شد حواسش از حجاب — پس پیاپی گرددش دید و خطاب

جانب دکان وراق آمد او — دست می‌برد او به مشقش سو به سو

پیش چشمش آمد آن مکتوب زود — با علاماتی که هاتف گفته بود

در بغل زد گفت خواجه خیر باد — این زمان وا می‌رسم ای اوستاد

رفت کنج خلوتی و آن را بخواند — وز تحیر واله و حیران بماند

که بدین سان گنج‌نامهٔ بی‌بها — چون فتاده ماند اندر مشقها

باز اندر خاطرش این فکر جست — کز پی هر چیز یزدان حافظست

کی گذارد حافظ اندر اکتناف — که کسی چیزی رباید از گزاف

گر بیابان پر شود زر و نقود — بی رضای حق جوی نتوان ربود

ور بخوانی صد صحف بی سکته‌ای — بی قدر یادت نماند نکته‌ای

ور کنی خدمت نخوانی یک کتیب — علمهای نادره یابی ز جیب

شد ز جیب آن کف موسی ضو فشان — کان فزون آمد ز ماه آسمان

کانک می‌جستی ز چرخ با نهیب — سر بر آوردستت ای موسی ز جیب

تا بدانی که آسمانهای سمی — هست عکس مدرکات آدمی

نی که اول دست یزدان مجید — از دو عالم پیشتر عقل آفرید

این سخن پیدا و پنهانست بس — که نباشد محرم عنقا مگس

باز سوی قصه باز آ ای پسر — قصهٔ گنج و فقیر آور به سر

← Önceki 922 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı