← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۶۷ - فاش شدن خبر این گنج و رسیدن به گوش پادشاه
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
پس خبر کردند سلطان را ازین — آن گروهی که بدند اندر کمین
عرضه کردند آن سخن را زیردست — که فلانی گنجنامه یافتست
چون شنید این شخص کین با شه رسید — جز که تسلیم و رضا چاره ندید
پیش از آنک اشکنجه بیند زان قباد — رقعه را آن شخص پیش او نهاد
گفت تا این رقعه را یابیدهام — گنج نه و رنج بیحد دیدهام
خود نشد یک حبه از گنج آشکار — لیک پیچیدم بسی من همچو مار
مدت ماهی چنینم تلخکام — که زیان و سود این بر من حرام
بوک بختت بر کند زین کان غطا — ای شه پیروزجنگ و دزگشا
مدت شش ماه و افزون پادشاه — تیر میانداخت و برمیکند چاه
هرکجا سخته کمانی بود چست — تیر داد انداخت و هر سو گنج جست
غیر تشویش و غم و طامات نی — همچو عنقا نام فاش و ذات نی