☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۸۰ - حکایت آن سه مسافر مسلمان و ترسا و جهود و آن کی به منزل قوتی یافتند و ترسا و جهود سیر بودند گفتند این قوت را فردا خوریم مسلمان صایم بود گرسنه ماند از آنک مغلوب بود (2/2)

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آن یکی شاخش فرو شد در زمین — چشمهٔ دارو برون آمد معین

که شفای جمله رنجوران شد آب — از همایونی وحی مستطاب

آن یکی شاخ دگر پرید زود — تا جوار کعبه که عرفات بود

باز از آن صعقه چو با خود آمدم — طور بر جا بد نه افزون و نه کم

لیک زیر پای موسی هم‌چو یخ — می‌گدازید او نماندش شاخ و شخ

با زمین هموار شد که از نهیب — گشت بالایش از آن هیبت نشیب

باز با خود آمدم زان انتشار — باز دیدم طور و موسی برقرار

وآن بیابان سر به سر در ذیل کوه — پر خلایق شکل موسی در وجوه

چون عصا و خرقهٔ او خرقه‌شان — جمله سوی طور خوش دامن کشان

جمله کفها در دعا افراخته — نغمهٔ ارنی به هم در ساخته

باز آن غشیان چو از من رفت زود — صورت هر یک دگرگونم نمود

انبیا بودند ایشان اهل ود — اتحاد انبیاام فهم شد

باز املاکی همی دیدم شگرف — صورت ایشان بد از اجرام برف

حلقهٔ دیگر ملایک مستعین — صورت ایشان به جمله آتشین

زین نسق می‌گفت آن شخص جهود — بس جهودی که آخرش محمود بود

هیچ کافر را به خواری منگرید — که مسلمان مردنش باشد امید

چه خبر داری ز ختم عمر او — تا بگردانی ازو یک‌باره رو

بعد از ان ترسا در آمد در کلام — که مسیحم رو نمود اندر منام

من شدم با او به چارم آسمان — مرکز و مثوای خورشید جهان

خود عجب‌های قلاع آسمان — نسبتش نبود به آیات جهان

هر کسی دانند ای فخر البنین — که فزون باشد فن چرخ از زمین

← Önceki 938 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı