← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۸۱ - حکایت اشتر و گاو و قج که در راه بند گیاه یافتند هر یکی میگفت من خورم
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
اشتر و گاو و قجی در پیش راه — یافتند اندر روش بندی گیاه
گفت قج بخش ار کنیم این را یقین — هیچ کس از ما نگردد سیر ازین
لیک عمر هرکه باشد بیشتر — این علف اوراست اولی گو بخور
که اکابر را مقدم داشتن — آمدست از مصطفی اندر سنن
گرچه پیران را درین دور لئام — در دو موضع پیش میدارند عام
یا در آن لوتی که آن سوزان بود — یا بر آن پل کز خلل ویران بود
خدمت شیخی بزرگی قایدی — عام نارد بیقرینهٔ فاسدی
خیرشان اینست چه بود شرشان — قبحشان را باز دان از فرشان