☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۹۵ - رجوع کردن به حکایت آن شخص وام کرده و آمدن او به امید عنایت آن محتسب سوی تبریز

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آن غریب ممتحن از بیم وام — در ره آمد سوی آن دارالسلام

شد سوی تبریز و کوی گلستان — خفته اومیدش فراز گل ستان

زد ز دارالملک تبریز سنی — بر امیدش روشنی بر روشنی

جانش خندان شد از آن روضهٔ رجال — از نسیم یوسف و مصر وصال

گفت یا حادی انخ لی ناقتی — جاء اسعادی و طارت فاقتی

ابرکی یا ناقتی طاب الامور — ان تبریزا مناخات الصدور

اسرحی یا ناقتی حول الریاض — ان تبریزا لنا نعم المفاض

ساربانا بار بگشا ز اشتران — شهر تبریزست و کوی گلستان

فر فردوسیست این پالیز را — شعشعهٔ عرشیست این تبریز را

هر زمانی نور روح‌انگیز جان — از فراز عرش بر تبریزیان

چون وثاق محتسب جست آن غریب — خلق گفتندش که بگذشت آن حبیب

او پریر از دار دنیا نقل کرد — مرد و زن از واقعهٔ او روی‌زرد

رفت آن طاوس عرشی سوی عرش — چون رسید از هاتفانش بوی عرش

سایه‌اش گرچه پناه خلق بود — در نوردید آفتابش زود زود

راند او کشتی ازین ساحل پریر — گشته بود آن خواجه زین غم‌خانه سیر

نعره‌ای زد مرد و بیهوش اوفتاد — گوییا او نیز در پی جان بداد

پس گلاب و آب بر رویش زدند — همرهان بر حالتش گریان شدند

تا به شب بی‌خویش بود و بعد از آن — نیم مرده بازگشت از غیب جان

← Önceki 957 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı